uansvarlig

نظرتان را بنویسید

نوع کلمه (گرامری): صفت

صرف‌ها:

  • مفرد نامشخص: uansvarlig
  • مفرد مشخص: uansvarligt
  • جمع نامشخص: uansvarlige
  • جمع مشخص: uansvarlige

uansvarlig

معنی‌:

غیرمسئول، فاقد حس مسئولیت، وظیفه‌نشناس، بی‌مسئول (کسی که در برابر وظایف یا اعمال خود پاسخگو نیست)

مثال:

Dansk: Hans adfærd var uansvarlig.

فارسی: رفتار او بی‌مسئولانه بود.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.