
| معنی: |
| ● بیماری عصبی ● اختلال عصبی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: nervesygdom |

| معنی: |
| ● بیماری عصبی ● اختلال عصبی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: nervesygdom |
| توضیحات: |
| nervesygdom به هر یک از بیماریهای سیستم عصبی مرکزی یا محیطی اشاره دارد که میتواند منجر به فلج، اختلالات حسی، از دست دادن هوشیاری، تشنج یا کاهش عملکرد شناختی شود. این بیماریها شامل اماس، پارکینسون، آلزایمر، نوروپاتی و سکته مغزی هستند. برخی از این اختلالات مادرزادی بوده و برخی دیگر به دلیل عفونتها، آسیبهای عصبی یا بیماریهای خودایمنی ایجاد میشوند. |
| مترادفها: |
| ● neurologisk lidelse (اختلال نورولوژیک) ● neuropati (نوروپاتی) |
| مثال: |
| Nervesygdomme kan påvirke både motoriske og sensoriske funktioner. |
| بیماریهای عصبی میتوانند بر عملکردهای حرکتی و حسی تأثیر بگذارند. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه nervesygdom از ترکیب دو واژه دانمارکی "nerve" به معنای "عصب" و "sygdom" به معنای "بیماری" تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● neurological disease – (بیماری عصبی) ● nervous disorder – (اختلال عصبی) |