
| معنی: |
| ● ارتباط ● مکاتبه ● خبر ● انتقال |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● kommunikation: مفرد نامشخص ● kommunikationen: مفرد مشخص ● kommunikationer: جمع نامشخص ● kommunikationerne: جمع مشخص |

| معنی: |
| ● ارتباط ● مکاتبه ● خبر ● انتقال |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● kommunikation: مفرد نامشخص ● kommunikationen: مفرد مشخص ● kommunikationer: جمع نامشخص ● kommunikationerne: جمع مشخص |
| توضیحات: |
| "Kommunikation" به فرآیند تبادل اطلاعات، پیامها و مفاهیم بین افراد، حیوانات یا ماشینها اشاره دارد، بهویژه با استفاده از سیستمهای نشانهای مانند زبان. این تبادل میتواند به صورت گفتاری، نوشتاری یا غیرکلامی (مانند زبان بدن) صورت گیرد و نقش اساسی در تعاملات اجتماعی و حرفهای ایفا میکند. |
| مترادفها: |
| ● forbindelse - ارتباط ● meddelelse - پیام ● kontakt - تماس |
| مثال: |
| Effektiv kommunikation er nøglen til succes i ethvert team. |
| ارتباط مؤثر کلید موفقیت در هر تیمی است. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "communicatio" به معنای "اشتراکگذاری" یا "ابلاغ" گرفته شده است، که خود از فعل لاتین "communicare" به معنای "سهیم شدن" یا "در میان گذاشتن" مشتق شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● communication (ارتباط) ● correspondence (مکاتبه) ● transmission (انتقال) |