hovedmand

نظرتان را بنویسید

نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn)

صرف‌ها: 

  • مفرد نامشخص: hovedmand
  • مفرد مشخص: hovedmanden
  • جمع نامشخص: hovedmænd
  • جمع مشخص: hovedmændene

تلفظ:

معنی‌ها:
  • رهبر، سرکرده
  • عامل اصلی، فرد مسئول

مثال:

Dansk: Politiet arresterede hovedmanden bag tyveriet.

فارسی: پلیس رهبر اصلی سرقت را دستگیر کرد.

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.