fysik

نظرتان را بنویسید

معنی:
فیزیک
جسم
بدن

اطلاعات کلمه:
نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn)
صرف‌ها:
● مفرد نامشخص: fysik
● مفرد مشخص: fysikken


  • توضیحات:
    fysik به‌عنوان یک علم طبیعی، به مطالعه ماده، انرژی و تعاملات آن‌ها می‌پردازد. این رشته شامل مکانیک، الکترومغناطیس، ترمودینامیک، اپتیک و مکانیک کوانتومی است و قوانین حاکم بر جهان را بررسی می‌کند. در برخی متون، این واژه به معنای ساختار بدنی و فیزیکی انسان نیز به کار می‌رود.

     

    مترادف‌ها:
    naturvidenskab (علوم طبیعی)
    krop (بدن)

    مثال:
    Fysik er en grundlæggende videnskab, der forklarer universets love.
    فیزیک یک علم بنیادی است که قوانین جهان را توضیح می‌دهد.

     

    ریشه‌شناسی:
    کلمه fysik از واژه یونانی "physikē" به معنای "دانش طبیعت" گرفته شده است.

     

    معادل انگلیسی:
    physics – (فیزیک)
    physique – (جسم یا بدن)

     

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.