fyld

نظرتان را بنویسید

substantiv, intetkøn

Bøjning: -et, uden pluralis

fyld

معنی:
محتوا، پُر، مغز، داخل، لایی، قیمه (برای پر کردن دلمه با شکم مرغ)، درونی (مثل ماده و مزه درون شکلات‌های مختلف)
برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.