
| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| blodsygdom به هر نوع بیماری که خون، سلولهای خونی (گلبولهای قرمز، سفید و پلاکتها) یا سیستم گردش خون را تحت تأثیر قرار دهد، گفته میشود. این اصطلاح شامل بیماریهایی مانند کمخونی، لوسمی، هموفیلی و سایر اختلالات خونی میشود. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Lægen diagnosticerede patienten med en sjælden blodsygdom. |
| پزشک یک بیماری خونی نادر را در بیمار تشخیص داد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه blodsygdom از ترکیب blod (خون) که از نورس قدیم (Old Norse) blóð گرفته شده و sygdom (بیماری) که از آلمانی قدیم sîgetuom به معنای "رنج و بیماری" گرفته شده است، تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
|