
| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Bioanalytikeren analyserer blodprøver for at diagnosticere patientens sygdom. |
| زیستتحلیلگر نمونههای خون را تجزیهوتحلیل میکند تا بیماری بیمار را تشخیص دهد. |
| ریشهشناسی: |
|
واژه bioanalytiker از سه بخش تشکیل شده است:
این ترکیب به فردی اشاره دارد که تخصص او بررسی و تحلیل نمونههای بیولوژیکی برای مقاصد پزشکی و تحقیقاتی است. |
