
| معنی: |
| ● قلیایی ● بازیک (حالت بازی ماده) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● alkalisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● alkalisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● alkaliske: جمع |

På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
| معنی: |
| ● قلیایی ● بازیک (حالت بازی ماده) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● alkalisk: برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ● alkalisk: برای اسامی بدون جنسیت (intetkøn) ● alkaliske: جمع |

| توضیحات: |
| alkalisk به موادی گفته میشود که دارای خاصیت قلیایی یا بازی باشند، یعنی pH بالاتر از ۷ داشته باشند. این واژه بیشتر در زمینههای شیمیایی و پزشکی کاربرد دارد. |
| مترادفها: |
| ● basisk - بازیک |
| مثال: |
| Vandet i søen var overraskende alkalisk. |
| آب دریاچه به طرز شگفتآوری قلیایی بود. |
| ریشهشناسی: |
| از عربی "al-qaly" به معنای "خاکستر گیاه شور"، که از آن مواد قلیایی استخراج میشد، گرفته شده و از طریق لاتین به زبانهای اروپایی وارد شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● alkaline (قلیایی) |