adjektiv
Bøjning: -, -e
amerikansk
amerikanske 
| معنی: |
| آمریکائی، وابسته به آمریکا |
adjektiv
Bøjning: -, -e
amerikansk
amerikanske 
| معنی: |
| آمریکائی، وابسته به آمریکا |

| معنی: |
| ● آمین (در شیمی) ● ترکیب شیمیایی حاوی نیتروژن ● مشتق آمونیاک ● گروه عامی از ترکیبات آلی نیتروژندار |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) یا (بدون جنسیت = intetkøn) |
|
صرفها برای (دارای جنسیت = fælleskøn): صرفها برای (بدون جنسیت = intetkøn): |
| توضیحات: |
| amin به ترکیبات شیمیایی گفته میشود که از جایگزینی یک یا چند گروه هیدروژن در آمونیاک (NH₃) با گروههای آلی تشکیل شدهاند. این ترکیبات در بیوشیمی و صنایع شیمیایی اهمیت زیادی دارند. |
| مترادفها: |
| ● aminer - آمینها |
| مثال: |
| Mange neurotransmittere er en form for amin. |
| بسیاری از انتقالدهندههای عصبی نوعی آمین هستند. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "ammoniacus" به معنای "مربوط به آمونیاک"، که به ترکیبات حاصل از آمونیاک اطلاق میشود. |
| معادل انگلیسی: |
| ● amine (آمین) |

| معنی: |
| ● آمینواسید ● اسیدآمینه |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: aminosyre ● مفرد مشخص: aminosyren ● جمع نامشخص: aminosyrer ● جمع مشخص: aminosyrerne |

| توضیحات: |
| Aminosyre یک مولکول آلی است که شامل یک گروه آمین (-NH₂) و یک گروه کربوکسیل (-COOH) به همراه یک زنجیره جانبی خاص برای هر اسید آمینه است. اسیدهای آمینه بلوکهای ساختمانی پروتئینها هستند. بدن انسان از ۲۰ نوع اسید آمینه مختلف برای ساخت پروتئینهای مورد نیاز خود استفاده میکند. برخی از این اسیدهای آمینه ضروری هستند، به این معنی که بدن نمیتواند آنها را بسازد و باید از طریق رژیم غذایی تامین شوند. |
| مترادفها: |
| ● ندارد |
| مثال: |
| Proteiner består af lange kæder af aminosyre. |
| پروتئینها از زنجیرههای بلندی از آمینواسید ساخته شدهاند. |
| ریشهشناسی: |
| از ترکیب واژهی لاتین "amino" به معنای گروه آمین و "syre" از زبان اسکاندیناویایی به معنای اسید. |
| معادل انگلیسی: |
| ● amino acid (آمینواسید) |

| معنی: |
| ● فراموشی ● از دست دادن حافظه ● یادزدودگی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: amnesi ● مفرد مشخص: amnesien ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |

| توضیحات: |
| 1- Amnesi به حالتی گفته میشود که فرد توانایی یادآوری اطلاعات یا خاطرات گذشته را از دست میدهد. این وضعیت میتواند به دلایل مختلفی مانند آسیب مغزی، استرس شدید یا بیماریهای عصبی ایجاد شود. 2- Amnesi به از دست دادن حافظه، به ویژه حافظه بلندمدت، اشاره دارد. این وضعیت میتواند ناشی از آسیب مغزی، بیماری، استرس شدید یا عوامل روانشناختی باشد. |
| مترادفها: |
| ● hukommelsestab - از دست دادن حافظه |
| مثال: |
| Hun lider af amnesi efter ulykken. |
| او پس از حادثه دچار فراموشی شده است. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "amnesia" به معنی "فراموشی"، از پیشوند "a-" به معنی "عدم" و "mnasthai" به معنی "یادآوری". |
| معادل انگلیسی: |
| ● amnesia (فراموشی) |