nerve

نظرتان را بنویسید

معنی:
● عصب
● پی
● رگ و پی
● عصبانیت
● حساسیت (در جمع)
● جرأت
● اعصاب

اطلاعات کلمه:
نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn)
صرف‌ها:
مفرد نامشخص: nerve
● مفرد مشخص: nerven
● جمع نامشخص: nerver
● جمع مشخص: nerverne


  • توضیحات:

    nerve در زبان دانمارکی به چند مفهوم مختلف اشاره دارد:

    1. عصب: رشته‌هایی که پیام‌های عصبی را بین مغز، نخاع و سایر قسمت‌های بدن منتقل می‌کنند.
    2. پی و رگ و پی: در اصطلاحات بیولوژیکی برای اشاره به بافت‌های پیوندی استفاده می‌شود.
    3. عصبانیت و حساسیت: در حالت جمع nerver می‌تواند به معنای حساسیت بیش از حد یا عصبی بودن باشد.
    4. جرأت و شهامت: در برخی موارد به معنای شجاعت و توانایی مقابله با موقعیت‌های دشوار است.

     

    مترادف‌ها:
    ● nervus (عصب)
    ● mod (جرأت)
    ● dristighed (شجاعت)
    ● senestruktur (پی)

    مثال:
    Han har stærke nerver og bliver ikke let stresset.
    او اعصاب قوی‌ای دارد و به راحتی دچار استرس نمی‌شود.

     

    ریشه‌شناسی:
    کلمه nerve از واژه لاتین "nervus" به معنای "عصب" گرفته شده است.

     

    معادل انگلیسی:
    ● nerve – (عصب)
    ● tendon – (پی)
    ● vein – (رگ و پی)
    ● courage – (جرأت)
    ● nerves – (اعصاب)

     

برای ارسال نظر باید در سایت وارد شوید.
نماد باقی مانده است.
وارد شوید با ( ثبت نام؟ )
در حال بارگیری نظر ... نظر بعد از آن تازه می شود 00:00.

اولین نفری باشید که نظر می دهید.