- Multi Category: A

| معنی: |
| ● آگالاکتی ● عدم ترشح شیر ● ناتوانی در تولید شیر |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: agalakti ● مفرد مشخص: agalaktien ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |

| معنی: |
| ● آگالاکتی ● عدم ترشح شیر ● ناتوانی در تولید شیر |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: agalakti ● مفرد مشخص: agalaktien ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Agalakti به ناتوانی یا عدم کفایت در تولید و ترشح شیر پس از زایمان گفته میشود. این وضعیت میتواند ناشی از عوامل مختلف هورمونی، دارویی یا مشکلات مربوط به مادر یا نوزاد باشد. |
| مترادفها: |
| ● mælkemangel - کمبود شیر |
| مثال: |
| Postpartum agalakti kan være frustrerende for nybagte mødre. |
| آگالاکتی پس از زایمان میتواند برای مادران تازه زایمان کرده ناامید کننده باشد. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "a-" (پیشوند نفی) و "galakt-" (ریشهی واژه مربوط به شیر) و پسوند "-ia" که به وضعیت یا بیماری اشاره دارد. |
| معادل انگلیسی: |
| ● agalactia (آگالاکتی، عدم ترشح شیر) |

| معنی: |
| ● آگامماگلوبولینمی ● کمبود یا عدم تولید گلوبولینهای آنتیبادی ● اختلال ایمنی که در آن بدن قادر به تولید گلوبولینهای آنتیبادی نیست |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: agammaglobulinæmi ● مفرد مشخص: agammaglobulinæmien ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |
| توضیحات: |
| Agammaglobulinæmi به اختلال ایمنی گفته میشود که در آن بدن قادر به تولید گلوبولینهای آنتیبادی نیست. این بیماری معمولاً به دلیل نقص در تولید سلولهای ب لیمفوسیتی ایجاد میشود و افراد مبتلا به آن معمولاً در برابر عفونتها آسیبپذیر هستند. این وضعیت میتواند ارثی یا اکتسابی باشد. |
| مترادفها: |
| ● hypogammaglobulinemia - کمبود گلوبولینهای آنتیبادی |
| مثال: |
| Patienten lider af agammaglobulinæmi og er derfor modtagelig for infektioner. |
| بیمار مبتلا به آگامماگلوبولینمی است و به همین دلیل در برابر عفونتها آسیبپذیر است. |
| ریشهشناسی: |
| از یونانی "a-" (پیشوند نفی)، "gamma" (نوعی گلوبولین)، "globulin" (نوع پروتئین در خون) و پسوند "-æmi" (که به اختلالات خونی اشاره دارد). |
| معادل انگلیسی: |
| ● agammaglobulinemia (آگامماگلوبولینمی، کمبود گلوبولینهای آنتیبادی) |

| معنی: |
| ● عامل ● فاعل (در جملههای مجهول) ● عامل اجرایی ● کنشگر ● نیروی محرکه (در گرامر) |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: agens ● مفرد مشخص: agenen ● جمع نامشخص: agener ● جمع مشخص: agenerne |
| توضیحات: |
| 1- Agens به معنای "فاعل" یا "عامل" در جملات مجهول است که نشاندهندهی موجودی است که عمل را انجام میدهد. این کلمه در جملههای مجهول به کار میرود تا موجودی که عمل را انجام میدهد معرفی کند، بهطور مثال در جملهی "مردم توسط پلیس دستگیر شدند"، "پلیس" به عنوان agens در نظر گرفته میشود. این واژه همچنین در کاربردهای عمومیتر به هر موجود زندهای که عمل یا واکنش خاصی را انجام میدهد، اشاره دارد. 2- عامل فعال یا محرک، مثلاً ماده عفونی |
| مترادفها: |
| ● agent - عامل |
| مثال: |
| Vira er en hyppig agens bag infektionssygdomme. |
| ویروسها یک عامل شایع در بیماریهای عفونی هستند. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "agens" (که به معنای "عملکننده" است) و از فعل "agere" به معنای "انجام دادن" یا "عمل کردن" گرفته شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● agent (عامل، فاعل) |

| معنی: |
| ● توده ● مجموعه ● تراکم ● تجمیع ● جمعآوری ● مجموعهای از اجزای مختلف |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: aggregatus ● مفرد مشخص: aggregatussen ● جمع نامشخص: aggregater ● جمع مشخص: aggregaterne |

| توضیحات: |
| Aggregatus به معنای تجمع یا تجمیع چندین چیز است که بهطور عمومی برای اشاره به تودهها یا مجموعههای از اجزای مختلف به کار میرود. این کلمه در زمینههای مختلف علمی یا اجتماعی برای اشاره به مجموعهای از عناصر که به هم پیوستهاند، استفاده میشود. |
| مترادفها: |
| ● samling - مجموعه ● kombination - ترکیب ● klump - توده ● ansamling - جمعآوری ● sammensætning - ترکیببندی ● klynge - خوشه |
| مثال: |
| Der er mange aggregater i dette område. |
| در این منطقه بسیاری از تودهها وجود دارند. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "aggregare" به معنای "به هم پیوستن" یا "جمع کردن" و پسوند "-atus" که نشاندهندهی ویژگی یا حالت چیزی است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● aggregate (توده، مجموعه) |

| معنی: |
| ● آشفتگی ● بیقراری ● تهییج ● تکان دادن (در مفهوم فیزیکی) ● اضطراب یا تحریک روانی ● افزایش هیجان یا تحریک ذهنی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: agitatio ● مفرد مشخص: agitationen ● جمع نامشخص: ندارد ● جمع مشخص: ندارد |

| توضیحات: |
| Agitatio از لاتین به معنای "تحریک کردن" یا "حرکت دادن" است. در زمینه پزشکی، این کلمه به معنای آشفتگی، اضطراب، بیقراری یا تهییج است که در بسیاری از مواقع با اختلالات روانی یا فیزیکی که باعث تحریک بدن یا ذهن میشود، مرتبط است. |
| مترادفها: |
| ● uro - اضطراب ● bevægelse - حرکت ● ophidselse - تهییج ● rastløshed - بیقراری |
| مثال: |
| Han lider af agitatio efter behandlingen. |
| او پس از درمان دچار آشفتگی است. |
| ریشهشناسی: |
| از لاتین "agitare" به معنای "حرکت دادن" یا "تحریک کردن" و پسوند "-io" که نشاندهندهی فرآیند یا حالت است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● agitation (آشفتگی، اضطراب) |