
| معنی: |
● مرکز تروما ● مرکز درمان تروما ● واحد اورژانس تخصصی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: traumecenter ● مفرد مشخص: traumecenteret ● جمع نامشخص: traumecentre ● جمع مشخص: traumecenterne |
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم
På vej til danskدنسک ۳ کتاب اول
Videre mod danskدنسک ۳ کتاب دوم
Midtvejs til danskدنسک ۳ کتاب سوم

| معنی: |
● مرکز تروما ● مرکز درمان تروما ● واحد اورژانس تخصصی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (بدون جنسیت = intetkøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: traumecenter ● مفرد مشخص: traumecenteret ● جمع نامشخص: traumecentre ● جمع مشخص: traumecenterne |
| توضیحات: |
مرکز تروما به واحدهای تخصصی در بیمارستانها یا مراکز درمانی اشاره دارد که برای مدیریت و درمان آسیبهای شدید جسمی (مانند ترومای ناشی از تصادفات یا حوادث) و گاهی اوقات ترومای روانی طراحی شدهاند. در دانمارک، این مراکز معمولاً در بیمارستانهای بزرگ مانند Rigshospitalet قرار دارند و خدمات چندرشتهای از جمله جراحی، بیهوشی، و مراقبتهای اورژانسی ارائه میدهند. |
| مترادفها: |
● traumeafdeling - بخش تروما ● akutmodtagelse - پذیرش اورژانس |
| مثال: |
Patienten blev hurtigt bragt til traumecenteret efter ulykken. |
بیمار پس از حادثه به سرعت به مرکز تروما منتقل شد. |
| ریشهشناسی: |
| این کلمه ترکیبی از "traume" (تروما، از زبان یونانی باستان "trauma" به معنای "زخم" یا "آسیب") و "center" (مرکز، وامواژه از زبان انگلیسی "centre") است. این ترکیب در زبان دانمارکی برای اشاره به مراکز تخصصی تروما استفاده میشود و بهویژه از دهه 1990 در دانمارک رایج شده است، با الهام از سیستمهای پزشکی بینالمللی مانند آمریکایی. |
| معادل انگلیسی: |
● trauma center (مرکز تروما) ● trauma treatment center (مرکز درمان تروما) |

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
صرفها:
|
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Lægen fungerer som traumeleder under akutte situationer. |
| پزشک در شرایط حاد بهعنوان سرپرست تیم آسیبهای شدید عمل میکند. |
| ریشهشناسی: |
| از دو بخش traume (از یونانی trauma به معنی زخم یا آسیب) و leder (از آلمانی Leiter به معنی رهبر یا سرپرست) تشکیل شده است. |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, -e, -ene
travetur 
| معنی: |
| سنگین و محکم راه رفتن، پیادهروی (مسافت طولانی) |