substantiv, fælleskøn
Bøjning: -n, -r, -rne
تلفظ: 
| معنیها: |
| گراز |

| معنی: |
|
● ارتوپد |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص ortopæd ● مفرد مشخص ortopæden ● جمع نامشخص ortopæder ● جمع مشخص ortopæderne |
| توضیحات: |
| Ortopæd به پزشکی اشاره دارد که در تشخیص و درمان بیماریها و ناهنجاریهای سیستم حرکتی بدن، شامل استخوانها، مفاصل، عضلات و تاندونها تخصص دارد این تخصص شامل درمانهای جراحی و غیرجراحی برای بهبود عملکرد سیستم اسکلتی-عضلانی است |
| مترادفها: |
| ● knoglespecialist متخصص استخوان ● ledkirurg جراح مفاصل ● bevægeapparatsspecialist متخصص سیستم حرکتی |
| مثال: |
| Patienten blev henvist til en ortopæd for at få behandlet sin skulderskade. |
| بیمار برای درمان آسیب شانهاش به ارتوپد ارجاع داده شد |
| ریشهشناسی: |
| کلمه ortopæd از واژههای یونانی orthos به معنی "راست" یا "مستقیم" و paideia به معنی "تربیت" یا "کودک" گرفته شده است این اصطلاح در سال ۱۷۴۱ توسط پزشک فرانسوی نیکولا آندری ابداع شد و در ابتدا به اصلاح ناهنجاریهای اسکلتی در کودکان اشاره داشت |
| معادل انگلیسی: |
| ● orthopedic surgeon جراح ارتوپد ● orthopedist ارتوپد ● bone specialist متخصص استخوان ● musculoskeletal specialist متخصص سیستم اسکلتی-عضلانی |


| معنی: |
| ● مربوط به جراحی ارتوپدی ● مربوط به جراحی استخوان و مفاصل |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● برای اسامی با جنسیت (fælleskøn) ortopædkirurgisk |
| توضیحات: |
| Ortopædkirurgisk صفتی است که به هر چیزی مرتبط با جراحی ارتوپدی اشاره دارد. این واژه در زمینههای مرتبط با تشخیص و درمان بیماریها و ناهنجاریهای سیستم حرکتی بدن، شامل استخوانها، مفاصل، عضلات و تاندونها، به کار میرود. |
| مترادفها: |
| ● ortopædisk ارتوپدی ● kirurgisk جراحی ● operativ عملیاتی |
| مثال: |
| Afdelingen har specialiseret personale inden for ortopædkirurgisk behandling. |
| بخش دارای پرسنل متخصص در درمانهای جراحی ارتوپدی است. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه ortopædkirurgisk از ترکیب دو واژه دانمارکی ortopæd (ارتوپد) و kirurgisk (جراحی) تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● orthopedic surgical مربوط به جراحی ارتوپدی ● orthopaedic surgical مربوط به جراحی ارتوپدی |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -en, uden pluralis
os 
| معنی: |
| دود، بخار، دم، بوی بد دم و نا |
verbum
Bøjning: -r, -de, -t
ose 
| معنی: |
| دود زدن (چرا غ)، جنس مغازه را بدون خریدن ورانداز کردن |