
| معنی: |
| ● ریه ● شُش |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: lunge ● مفرد مشخص: lungen ● جمع نامشخص: lunger ● جمع مشخص: lungerne |

| معنی: |
| ● ریه ● شُش |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: lunge ● مفرد مشخص: lungen ● جمع نامشخص: lunger ● جمع مشخص: lungerne |
| توضیحات: |
|
کلمه lunge به عضوی از دستگاه تنفسی اشاره دارد که وظیفه تبادل اکسیژن و دیاکسیدکربن را بر عهده دارد. این اندام در قفسه سینه قرار دارد و نقش حیاتی در تنفس و تأمین اکسیژن بدن ایفا میکند. بیماریها و مشکلات مرتبط با ریه:
|
| مترادفها: |
| ● åndedrætsorgan (اندام تنفسی) ● pulmonalt organ (عضو ریوی) |
| مثال: |
| Rygning kan skade dine lunger og føre til alvorlige sygdomme. |
| سیگار کشیدن میتواند به ریههای شما آسیب برساند و منجر به بیماریهای جدی شود. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه lunge از زبان نورس باستانی lunga گرفته شده است که خود از ریشه پروتو-ژرمنی lungwō به معنای "سبک" (به دلیل سبکی بافت ریه) مشتق شده است. این واژه در زبانهای ژرمنی مانند آلمانی Lunge و انگلیسی lung نیز دیده میشود. |
| معادل انگلیسی: |
| ● lung – ریه ● pulmonary organ – اندام تنفسی |
substantiv, fælleskøn
Bøjning: -n
lungebetændelse 
| معنی: |
| ذات الریه، سینه پهلو |

| معنی: |
|
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
صرفها:
|
| توضیحات: |
| lungekirurgisk برای توصیف هر چیزی که به جراحی ریه و درمانهای جراحی مرتبط با دستگاه تنفسی مربوط باشد، استفاده میشود. این اصطلاح معمولاً در جراحیهای سرطان ریه، پیوند ریه و درمان عفونتهای شدید ریوی کاربرد دارد. |
| مترادفها: |
|
| مثال: |
| Han blev opereret på en lungekirurgisk afdeling for at fjerne en lungesvulst. |
| او در یک بخش جراحی ریه تحت عمل جراحی قرار گرفت تا یک تومور ریوی برداشته شود. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه lungekirurgisk از ترکیب lunge (ریه) که از نورس قدیم (Old Norse) lunga گرفته شده و kirurgisk (جراحی) که از یونانی باستان χειρουργία (cheirourgia - جراحی) مشتق شده است، تشکیل شده است. |
| معادل انگلیسی: |
|

| معنی: |
| ● مربوط به پزشکی ریه ● وابسته به درمان بیماریهای ریوی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): صفت |
| صرفها: ● حالت پایه: lungemedicinsk ● حالت تفضیلی (برتر): mere lungemedicinsk ● حالت عالی (برترین): mest lungemedicinsk |
| توضیحات: |
|
کلمه lungemedicinsk به هر چیزی که به تشخیص، درمان و پیشگیری از بیماریهای ریوی مربوط باشد، اشاره دارد. این واژه معمولاً در زمینههای پزشکی، درمان بیماریهای تنفسی و پژوهشهای مرتبط با سلامت ریه استفاده میشود. کاربردهای رایج:
|
| مترادفها: |
| ● pulmonologisk (مربوط به پزشکی ریه) ● åndedrætsmedicinsk (مربوط به بیماریهای تنفسی) |
| مثال: |
| Patienten blev henvist til en lungemedicinsk undersøgelse for at vurdere hans vejrtrækningsproblemer. |
| بیمار برای ارزیابی مشکلات تنفسیاش به یک معاینه پزشکی ریه ارجاع داده شد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه lungemedicinsk از ترکیب دو واژه lunge (ریه، از نورس باستانی lunga) و medicinsk (پزشکی، از لاتین medicinus) ساخته شده است. این ترکیب نشاندهنده شاخهای از پزشکی است که به درمان بیماریهای ریوی میپردازد. |
| معادل انگلیسی: |
| ● pulmonary medical – مربوط به پزشکی ریه ● respiratory medicine-related – وابسته به درمان بیماریهای تنفسی |

| معنی: |
| ● بیماری ریوی ● بیماری مربوط به دستگاه تنفسی |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● مفرد نامشخص: lungesygdom ● مفرد مشخص: lungesygdommen ● جمع نامشخص: lungesygdomme ● جمع مشخص: lungesygdommene |
| توضیحات: |
|
کلمه lungesygdom به هر نوع بیماری یا اختلالی که بر عملکرد ریهها تأثیر بگذارد اشاره دارد. این بیماریها میتوانند مزمن، حاد، عفونی یا ژنتیکی باشند و در عملکرد طبیعی تبادل اکسیژن و دیاکسیدکربن در بدن اختلال ایجاد کنند. نمونههایی از بیماریهای ریوی:
|
| مترادفها: |
| ● åndedrætssygdom (بیماری تنفسی) ● pulmonal sygdom (بیماری ریوی) |
| مثال: |
| Rygning øger risikoen for alvorlige lungesygdomme. |
| سیگار کشیدن خطر ابتلا به بیماریهای ریوی جدی را افزایش میدهد. |
| ریشهشناسی: |
| کلمه lungesygdom از ترکیب lunge (ریه، از نورس باستانی lunga) و sygdom (بیماری، از نورس باستانی sjúkdómr) ساخته شده است. این ترکیب نشاندهنده هرگونه بیماری یا مشکل مرتبط با ریهها است. |
| معادل انگلیسی: |
| ● lung disease – بیماری ریوی ● respiratory illness – بیماری تنفسی |