
| معنی: |
| ● کمک ● یاری ● معاونت ● مساعدت |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● hjælp – مفرد نامشخص ● hjælpen – مفرد مشخص ● جمع ندارد |

| معنی: |
| ● کمک ● یاری ● معاونت ● مساعدت |
| اطلاعات کلمه: |
| نوع کلمه (گرامری): اسم (دارای جنسیت = fælleskøn) |
| صرفها: ● hjælp – مفرد نامشخص ● hjælpen – مفرد مشخص ● جمع ندارد |
| توضیحات: |
|
کلمهی hjælp به معنای ارائهی حمایت یا یاری به کسی در شرایط نیاز است. این واژه در زمینههای مختلفی استفاده میشود:
|
| مترادفها: |
| ● bistand – کمک ● støtte – حمایت |
| مثال: |
| Han har brug for hjælp til at løse problemet. |
| او برای حل مشکل به کمک نیاز دارد. |
| ریشهشناسی: |
| این کلمه از واژهی آلمانی باستان "helfan" و انگلیسی باستان "helpan" گرفته شده است که هر دو به معنی کمک کردن هستند. این واژهها خود از ریشهی نیاهندواروپایی "kelp-" به معنای حمایت کردن مشتق شدهاند. |
| معادل انگلیسی: |
| help (کمک) |